تبلیغات
هماورد - اگر شما بجای اُستاد بودید چه می کردید؟
هماورد

لینکدونی

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

صفحات جانبی

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

اگر شما بجای اُستاد بودید چه می کردید؟

روزی معلمی بود و مکتبی ، مکتبی و شاگردانی ، شاگردانی که شیفته ی اُستاد بودند ، اُستادی که عاشقانه درس میداد وشاگردانش به هنگام درس محو اُستاد می شدند ، محو تماشای آنهمه فداکاری که در جهت اِعتلای شاگردانش می کرد چون او می دانست که خوشبختی و کامیابی آنها در زندگی دنیوی و اُخروی در گرو انتقال و انتشار دانش وی به آنها خواهد بود و چون به وجدان کاری معتقد بود پس مسئولیتی سنگین برعهده ی او بود و مثل یک رسالت الهی خود را موظف به انجام آن می دانست. نه به زور بلکه با محبّت وصبر و تواضع نسبت به شاگردانش ، تمام توان خود را بکارمی گماشت و سعی بر آن می داشت که در درس دادن متبحّرترین باشد و بقدری از اَندوخته ی دانش وتجربه اش وحتی از مال و جانش مایه می گذاشت که مایه ی مباهات مریدان و تحیّر همگان بود . شاگردان نیز تمام گفتار و اندیشه های اُستاد را بصورت جزوه و کتاب یاد داشت می کردند وبا دقت از آنها نگهداری می کردند تا بتوانند همیشه آنها را داشته باشند و حتی در آینده به نسلهای بعد نیز آموزش بدهند. پس از گذشت زمانی طولانی بالاخره موقع امتحان فرا رسید و اُستاد که می دانست چیزی از درس کم نگذاشته و به وفا داری و تعهد شاگردانش نیز ایمان داشت شروع به برگزاری امتحان نمود و پس از مطرح نمودن سوالات ، منتظر پاسخ شد ولی با تعجب بسیار دریافت که شاگردانش بجای پاسخ به سوالات فقط از وی تعریف و تمجید می کنند و درسهایشان را بخوبی بلد نیستند! اُستاد تصمیم گرفت تحقیقاتی کند تا بفهمد منشاء کم دانستن آنها از چیست. پس از کلی پرس و جو از والدین آنها و دقت در رفتار ایشان متوجه شد که شاگردان کتابها وجزوه ها را در کمد و گنجه همچون کالایی گرانبها نگهداری می کنند و بجای مطالعه ی درس اُستاد فقط در میان خانواده و در بین دوستان مشغول تعریف و تمجید از وی بوده و حَرکات و سَکنات وی را برای هم بازگو می کرده اند.

حال اگرشما بجای اُستاد بودید چه نظری داشتید و چه می کردید ؟

درباره وبلاگ

آنکس که بداند و بداند که بداند
اسب خـرد از گنبد گردون بجـهاند
آنکس که بداند و نداند که بداند
بیدار کنیدش که بسی خفته نماند
آنکس که نداند و بداند که نداند
لنگان خرک خویش به منزل برساند
آنکس که نداند و نداند که نداند
در جهل مرکب ابدالدهـر بماند
مدیر وبلاگ : مهدی هماورد

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان