تبلیغات
هماورد - در اخلاق درویشان
هماورد

لینکدونی

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

صفحات جانبی

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

در اخلاق درویشان

این مطلب را به پیشنهاد یک دوست خوب " مهران " از حکایات سعدی انتخاب کردم و در مورد نکته ی مهمی که سعدی همواره به ان اشاره دارد یعنی انسانهایی که دغدغه ی کمک به دیگران را دارند در مقابل کسانی که فقط به فکر خودشان هستند و معمولا از جامعه گریزان بوده وگوشه نشینی اختیار میکنند و چه بسا انسانهای بی ازاری بوده و حتی بعضی صاحب کمالات بوده و در برخی سلوک طی طریق مینمایند. سعدی پس از مقایسه ی ایشان قضاوت را بعهده ی خواننده گذاشته است . پارسایی که از دنیا به کهنه گلیمی بسنده کرده و در خلوتی یا کوه و بیابانی همه عمر به عبادت و پرهیز مشغول است یا دانشمندی که در جامعه به تعلیم و تعلم پرداخته و در دستگیری از همنوعان خویش می کوشد!

نوشتار بالا برداشت شخصی بوده و منبع و ماخذی بر آن قایل نیستم. 

فقیهی پدر را گفت هیچ ازین سخنان رنگین دلاویز متکلمان در من اثر نمی‌کند به حکم آن که نمی‌بینم مر ایشان را فعلی موافق گفتار


ترک دنیا به مردم آموزند

خویشتن سیم و غلّه اندوزند

عالمی را که گفت باشد و بس

هر چه گوید نگیرد اندر کس

عالم آن کس بود که بد نکند

نه بگوید به خلق و خود نکند

اَتَأمُرونَ الناسَ بِالبِرِّ وَ تَنْسَونَ اَنفُسَکُم

عالم که کامرانی و تن پروری کند

او خویشتن گمست که را رهبری کند

پدر گفت ای پسر به مجرد خیال باطل نشاید روی از تربیت ناصحان بگردانیدن و علما را به ضلالت منسوب کردن و در طلب عالم معصوم از فواید علم محروم ماندن همچو نابینایی که شبی در وحل افتاده بود و می‌گفت آخر یکی از مسلمانان چراغی فرا راه من دارید زنی فارجه بشنید و گفت تو که چراغ نبینی به چراغ چه بینی. همچنین مجلس وعظ چو کلبه بزّازست آنجا تا نقدی ندهی بضاعتی نستانی و اینجا تا ارادتی نیاری سعادتی نبری

گفت عالم به گوش جان بشنو

ور نماند بگفتنش کردار

باطلست آن چه مدّعی گوید

خفته را خفته کی کند بیدار

مرد باید که گیرد اندر گوش

ور نوشته است پند بر دیوار

صاحبدلی به مدرسه آمد ز خانقاه

بشکست عهد صحبت اهل طریق را

گفتم میان عالم و عابد چه فرق بود

تا اختیار کردی از آن این فریق را

گفت آن گلیم خویش بدر می‌برد ز موج

وین جهد می‌کند که بگیرد غریق را

درباره وبلاگ

آنکس که بداند و بداند که بداند
اسب خـرد از گنبد گردون بجـهاند
آنکس که بداند و نداند که بداند
بیدار کنیدش که بسی خفته نماند
آنکس که نداند و بداند که نداند
لنگان خرک خویش به منزل برساند
آنکس که نداند و نداند که نداند
در جهل مرکب ابدالدهـر بماند
مدیر وبلاگ : مهدی هماورد

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان